امروز : سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۶

کلمه‌ های عربی فارسی‌ شده

خبرآموز: برای استفاده از کلمه‌های عربی در متن فارسی باید طبق معیاری مشخص عمل کرد و نه نابه‌جا از کلمه‌های عربی استفاده کرد و نه دست به عربی‌زدایی زد.

با توجه به این واقعیت که برخی از نویسندگان و مترجمان، با وجود اینکه برای بعضی مفهوم‌ها کلمه فارسی رایج موجود است، باز هم برای آن‌ها از کلمه‌های عربی استفاده می‌کنند، باید برای کاربرد کلمه‌های عربی در فارسی معیاری داشته باشیم. در ساختن چنین معیاری باید دقت کنیم که تعصب ملی راه پیدا نکند، چون زبان را نباید به سلیقه یا قدرت پیرو عقیده و تعصب کرد. در زبان گفتاری و رادیویی معیار اصلی برای کاربرد کلمه‌های فارسی موجود به جای عربی آن‌ها همان گفتگوی روزمره مردم است، نه فقط مردم عادی یا کوچه و بازار، بلکه افراد تحصیل‌کرده، مشروط بر اینکه فقط گفتگـوی عادی مـردم تحصیل‌کرده را در نظر بگیریم، نه زبانی که آن‌ها در نوشتن به کار می‌برند.

گاه می‌بینیم که همکاری در ترجمه خبرها و گزارش‌ ها به فارسی‌ گرایی ناآگانه روی می‌آورد و به خیال خود عربی‌زدایی می‌کند.

خود شما هم که فرد تحصیل‌کرده‌ای هستید، از صبح تا شب که با همکاران تحصیل‌کرده خود حرف می‌زنید، در موردهای مشابه از کلمه‌های "سو" و "باور" استفاده نمی‌کنید. مثلاً نمی‌گویید: "تو از یک سو می‌خواهی من سخن بگویم و از سوی دیگر نمی‌گذاری که باور خود را ابراز دارم" و به جای آن مثلاً می‌گویید: "تو از یک طرف می‌خواهی من حرف بزنم و از طرف دیگر نمی‌گذاری عقیده (نظر) خودم را بگویم".

بنابراین کاربرد برخی کلمه‌های فارسی نامتداول در گفتگوی روزمره، که فقط در زبان نوشتاری به کار می‌رود، به جای کلمه‌های عربی فارسی شده متداول در زبان گفتاری، کاری است که با هدف زبان رادیویی هماهنگی ندارد.

دومین معیار برای کلمه‌های مترادف فارسی و عربی است، نه کلمه‌هایی که مترادف تصور می‌شود، اما با همدیگر تفاوت معنی دارد. دراین مورد باید برای زبان رادیویی از دو کلمه مترادف فارسی و عربی، کلمه‌ای را انتخاب کنیم که در زبان گفتگوی روزمره کاربرد بیشتری دارد. مثلاً کلمه "بامداد" فارسی و کلـمه "صبح" عــربی اسـت. قطعا هیچکس در گـفتگـوی روزمـره نمی‌گـوید:

"من امروز بامداد دیر از خانه بیرون آمدم".

شاید کسانی باشند که در همین لحظه بگویند: "بسیار خوب، ما در گفتگوی روزمره می‌گوییم "صبح" و نمی‌گوییم "بامداد"، اما مردم وقتی که به رادیو گوش بدهند، کم کم به کلمه فارسی "بامداد" عادت می‌کنند و به این ترتیب یک کلمه عربی از زبان فارسی خارج می‌شود!" در این مورد جواب من این است که هدف اصلی رادیو خبر رسانی است، و اگر ما در خبرها و گزارش‌ها و تفسیرها، به جای کلمه‌های عربی متداول ، فارسی نامتداول آن‌ها را به کار ببریم، از شنونده خود انتظار دوگانه‌ای خواهیم داشت: یکی اینکه سریعاً مضمون خبر را دریافت کند، و دیگر اینکه در همان حال سریعاً کلمه‌های فارسی نامتداول در گفتگوی روزمره را بگیرد و آن‌ها را در ذهنش در برابر مترادف‌های عربی متداول بگذارد.

خواستن چنین تکلیفی از شنوده رادیود با هدف خبر رسانی تضاد دارد. کلمه‌های هر زبان در بیان مضمون‌های مختلف در زندگی روزمره به اندازه‌ای در جمله‌های گوناگون به کار رفته است که هر کلمه حالت یک نوت در یک جمله موسیقی در آهنگی آشنا پیدا کرده است. اگر یک کلمه آشنا بدون علت، بدون ضرورت، به حکم سلیقه افراد، به حکم تعصب در عربی‌زدایی، عوض شود و جای آن به کلمه‌ای ساختگی داده شود، آن جمله، به علت همان یک کلمه، به جریان ذهن شنونده چند لحظه درنگ می‌دهد و همین درنگ مانع از آن می‌شود که خبر را با همان سرعت بیان گوینده بشنود. برای اینکه از معیار کاربرد مترادف‌ها دریافت روشن‌تری داشته باشیم، نمونه‌هایی از کاربرد کلمه «باور» می‌آورم:

آیا جهان نسبت به اداره (!) کرزی بی‌باور (بی اعتقاد) شده است؟
آن‌ها می‌گویند باور (عقیده) خانم هیرسی علیه ختنه از تعالیم اسلامی در حفظ بکارت دختران تأثیر گرفته است.
به باور (عقیده) آگاهان این تمهید برای آن بود که قوه مقننه از کنترل جناح اصلاح‌طلب… خارج شود.
چون به باور (عقیده، نظر) نویسنده اگر قصد آن‌ها افشای حقیقت می‌بود…
تحلیل‌گران در افغانستان باور دارند (عقیده دارند، معتقدند) که طالبان با کشتن نجیب الله چهره متفاوتی از خود در سطح بین المللی ترسیم کردند.
از سوی (طرف) دیگر به باور (عقیده) برخی (بعضی) تحلیل‌گران اسرائیل از مسئله (موضوع) گروگان‌گیری دو سربازش برای اهداف (هدف‌های) راهبردی (استرتژیک؟) بهره‌برداری نمود (کرد).
اما کلمه باور در زبان گفتاری امروز معمولاً در حالت‌های مختلف فعل "باور کردن" کاربرد آشنا دارد، چنانکه در این نمونه‌ها می‌بینیم:

در مقابل چشمان ناباور و حیرت زده مسافران فرودگاه…
در برابر چشمان ناباور تماشاچیان فرودگاه…

معیار سوم هم برای کلمه‌های مترادف فارسی و عربی است، اما در موردهایی که دو کلمه مترادف فارسی و عربی تقریباً به یک اندازه در زبان گفتاری تداول داشته باشد و استفاده از هر یک از آن‌ها در جمله به یک معنی باشد. در این صورت رواست که کلمه فارسی را به کار ببریم. این کار عربی‌زدایی بی منطق نیست. البته باید توجه داشته باشیم که برخی از کلمه‌های عربی متداول در زبان فارسی با کلمه‌هایی معین مترادف است، ولی همین کلمه‌های عربی در موردهایی معین در فارسی به معنایی به کار می‌رود که مترادف با آن کلمه فارسی نیست و در واقع اصطلاح شده است. مثلاً کلمه "ختم" در بسیاری موردها مترادف با کلمه "پایان" است. در این موردها رواسـت کـه به جـای کلمه "خـتم" کلمه "پایان" را به کار ببـریم. چند نمونه می‌آورم:

هرگاه مساعی ما برای ختم (پایان دادن به) تروریسم در افغانستان نتیجه ندهد…
مجموعه‌ای از مسابقات شطرنج بین کاسپاروف و بهترین رایانه شطرنج‌باز جهان به تساوی ختم شد (پایان یافت).
تا روز چهارشنبه تحصن ادامه پیدا کند و پس از آن هم درباره ادامه یا ختم (پایان دادن به) آن متحصنان در جلسات خود تصمیم بگیرند.
رئیس جمهوری بعد از ختم (پایان) دوره خدمت… برای بقیه حیات از حقوق مالی دوره ریاست جمهوری… مستفید (بهره‌مند، برخودار) می‌شود.
همین کلمه "ختم" در مورد قرآن اصطلاحی است به معنی خواندن قرآن از آغاز تا پایان. در مراسم بعد از تدفین هم مجلس "ختم" برگزار می‌شود. ضمناً همه راه‌ها به رُم "ختم" می‌شود. گاهی هم "ختم" به معنی منجر شدن و انجامیدن به کار می‌رود، مخصوصاً در موردهایی که چیزی نتیجه چیز دیگر قبل از خود باشد، مثل "جدایی دختران و پسران به افسردگی آن‌ها ختم می‌شود". بنابراین در مورد کلمه "ختم" هر جا که بتوانیم "پایان" یا "پایان دادن" یا "پایان یافتن"» را به جای آن بگذاریم و در جمله هیچ تفاوت معنایی پیدا نشود، می‌توانیم "ختم" را در این موردها مترادف "پایان" بدانیم.

با توجه به این توضیح در مورد هر دو کلمه عربی و فارسی که مترادف همدیگر دانسته می‌شود و هر دو تقریباً به یک اندازه در زبان گفتاری کاربرد دارد، در جمله مورد نظر به جای کلمه عربی، مترادف فارسی آن را می‌گذاریم و در معنای آن دقـت می‌کنیم، و اگر با اطمینان دیدیم که هیچ اختلاف معنایی در جمله ایجاد نشده است، کلمه فارسی را به جای مترادف عربی آن به کار می‌بریم. اگر دیدیم که کلمه عربی در بعضی موردها مترادف فارسی آن نیست و با آن اختلاف معنی دارد یا در یک جمله یا عبارت فارسی به صورت "اصطلاح" در آمده است، در این موردها همان کلمه عربی را به کار می‌بریم و در موردهـای دیگر کلـمه فارسی را.

برای مثـال اول بـه کلمه "انقضا" توجه می‌کنیم که یک اسم فعل (verbal noun) عربی است و در فارسی از آن فعل "منقضی شدن" را داریم. به یک لغتنامه نگاه می‌کنیم و می‌بینیم که "انقضا" در آن به این صورت معنی شده است: "گذشتن، سپری شدن، به آخر رسیدن، پایان گرفتن، از میان رفتن، نابود شدن، نابودی". بیشترین کاربردی که "انقضا" و "منقضی شدن" در زبان فارسی دارد در مفهوم به پایان رسیدن مدت یا مهلت قانونی چیزی است، یا به پایان رسیدن مدت قابل مصرف بودن یک ماده غذایی، بهداشتی یا دارویی. به جمله‌ها و عبارت‌های زیر، گرفته شده از گوگل فارسی، نگاه می‌کنیم:

این قرارداد پس از انقضا دوباره تمدید می‌شود.
می‌دانید که تاریخ انقضای دارو یک روز یا ماه خاص که در همان لحظه دارو خاصیت خود را از دست می‌دهد، نمی‌باشد.
مستأجر پس از انقضای مدت اجاره…
قبل از خرید به تاریخ انقضا توجه کنید.
به خاطر داشته باشیم که هر گواهی دارای یک تاریخ انقضاست.
اعتبار گذرنامه او در فرانسه منقضی شد.
تبعیت از مهلت سازمان ملل… امروز منقضی می‌شود.
مشروط بر اینکه دوره اشتراک قبلی منقضی نشده باشد.
دیگر تاریخ مصرفش منقضی شده بود.

در نوشته‌های فارسی به ندرت به جمله‌ای بر می‌خوریم که "انقضا" و "منقضی شدن" به مفهومی به کار رفته باشد که بتوانیم به جای آن‌ها گذشتن، پایان گرفتن، از میان رفتن یا نابود شدن بگذاریم، و جمله برای فارسی‌زبان امروز عادی و طبیعی به گوش بیاید. اما از "سپری شدن" که آهنگ آن هم به کلم نظیر در انگلیسی، "expiry"، نزدیک است، استفاده می‌کنند. برای مثال در جمله "جنگ‌های بی‌ثمر و نزاع‌های مهلکه منقضی می‌شود"، بدون هیچ اشکالی می‌توانیم به جای "منقضی می‌شود" بگذاریم "به پایان می‌رسد"، اما در جمله "به خـاطر داشـته باشـیم که هـر گـواهی دارای یک تاریخ انقـضاست" نمی‌توانیم بگوییم "دارای یک تاریخ به پایان رسیدن است". به چند جمله که در آن‌ها "سپری شدن" به جای "منقضی شدن" به کار رفته است، توجه می‌کنیم:

تاریخ سپری شدن اعتبار پلاک…
از فروش ادویه (داروهای) تاریخ سپری شده جلوگیری نمایند.
پس از سپری شدن مهلت قانونی…
از سوی دیگر در پی سپری شدن مهلت شورای امنیت به ایران…
وقتی که در گوگل فارسی از ۱۹۶۰۰۰ مورد کاربرد کلمه "سپری" فقط در چند تایی از آ‌ن‌ها این کلمه به جای "انقضا" آمده باشد و در بقیه موردها به معنی "گذشتن" و "گذراندن" به کار رفته باشد، می‌توانیم با اطمینان بگوییم که اسم فعل "انقضا" و فعل "منقضی شدن" در زبان فارسی مفهومی اصطلاحی دارد و کاربرد عام پیدا کرده است و روا نیست که جای آن را به "سپری" شدن بدهیم.

در این بخش از گفتار کوشیدم که معیارهایی برای کاربرد کلمه‌های عربی فارسی شده به دست بدهم. در پایان این بخش برای نمونه کلمه‌هایی عربی از فصل "الف" یک لغتنامه می‌گیرم و برای موردهای کاربرد آن‌ها به گوگل فارسی مراجعه می‌کنم:

ابرام (اصرار، پافشاری): "دولت‌ها با هر گرایش فکری و سیاسی در تحقق عدالت اجتماعی و کاهش شکاف طبقاتی تأکید و ابرام داشته‌اند". در این جمله کاربرد "پافشاری" به جای "ابرام" ترجیح دارد. "در صورت ابرام حکم دادگاه آقای فلانی بیست سال آینده را در زندان خواهد گذراند". در این جمله "ابرام" به معنی تأکید اصطلاح قانونی و حقوقی است و متدوال است.

اتخاذ (گرفتن، گزیدن، انتخاب کردن): "مجلس تصمیمی درباره بنزین اتخاذ نکرده است". در این جمله "گرفتن" به جای "اتخاذ" ترجیـح دارد. "اتخاذ سـیاست‌های غلط اقتـصادی … در درجه اول به دلیل عدم آگاهی دقیق سیاستمداران از تئوری‌های اقتصادی است". در این جمله "اتخاذ سیاست" متداول است، ولی می‌توان "در پیش گرفتن سیاست" هم به کار برد. "افغانستان تدابیر جدید امنیتی اتخاذ می‌کند". ترکیب "اتخاذ تدبیر" مصطلح شده است، ولی در این مورد هم می‌توان گفت "افغانستان تدبیرهای امنیتی جدید به کارمی‌بندد، به کار می‌برد، به کار می‌گیرد".

اجتناب (خودداری کردن، پرهیز کردن، دوری کردن، برکنار ماندن از): اسم فعل اجتناب و ترکیب آن با "کردن" به صورت فعل و در ترکیب با "ناپذیر" به صورت صفت، در فارسی تداول دارد. در بسیاری از موردها می‌توانیم با توجه به مفهوم آن در جمله از کلمه‌های مشابه فارسی استفاده کنیم. در مورد صفت "اجتناب‌ناپذیر" ترکیب فارسی‌ای نداریم که بیشتر از آن یا به اندازه آن متداول باشد. "ادامه مذاکرات تنها راه اجتناب (بر کنار ماندن) از خطراتی است که کشور ما را تهدید می‌کند". "به هر حال نمی‌توان از جهانی شدن اجتناب (دوری) کرد". "بایستی از هرگونه اقدام کارشناسی نشده‌ای که خوراک تبلیغاتی رسانه‌های غربی علیه اهداف (هدف‌های) صلح‌طلبانه ایران را فراهم می‌کند اجتناب (خودداری) کرد.





شناسایی ۴۵ جانباخته دیگر ایرانی در منا

ایرانی بودن ۴۵ جان باخته فاجعه منا طبق اعلام مرکز پزشکی قانونی عربستان قطعی شد.

وزیر بهداشت: احتمال بازداشت حجاج ایرانی

وزیر بهداشت گفت: “بخشی از مفقودین ممکن است جزو دستگیر شدگان و در بازداشتگاه‌ ها و…

بابک زنجانی کیست و علت جنجالش ؟!

نام بابک زنجانی اواخر سال ۱۳۹۱ وقتی برای نخستین بار سر زبان‌ها افتاد که محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور وقت…

حضور احمدی نژاد در مراسم ختم نوروزی + عکس

رییس جمهور سابق کشور ایران که با محافظین اش در مراسم ختم هادی نوروزی شرکت کرده و …

آخرین وضعیت دو خبرنگار مفقودی صدا و سیما

رئیس ستاد حج و زیارت سازمان صدا و سیما دیروز اعلام کرده است که هنوز اطلاعی از وضعیت…

جشن مردم مشهد پس از پیروزی تیم والیبال

مردم مشهد پس از پیروزی تیم ملی والیبال در مقابل آمریکا به خیابان ها آمدند و این پیروزی را جشن گرفتند.

الهام چرخنده: ضرب و شتم من شایعه است

در پی انتشار اخبار و شایعات گسترده مبنی بر سوءقصد به الهام چرخنده و مضروب‌ شدن…

جزئیات سوء قصد به الهام چرخنده در مشهد

یکی از نزدیکان الهام چرخنده در مشهد که از سوءقصد به این بازیگر ارزشی اطلاع داشت در…

  • اشتراک در خبرنامه خبرآموز

    FBFPowered by ®Google Feedburner

  • حمایت می کنیم

    بنیاد کودک محک