امروز : شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶

جمله رادیویی

خبرآموز: اگر برای شنیده شدن می‌نویسید به شکل کامل از "تفنن" و نمایش "خلاقیت ادبی" پرهیز کنید زیرا مخاطبان شما زمان لازم برای درنگ کردن بر معانی را ندارند.

وقتی که در برابر میکروفون نوشـته‌ای را می‌خـوانیم، باید توجه داشــته باشیم که با شـنونده‌ای روبرو هسـتیم و برای او حـرف می‌زنیم. او در مقابل دستگاه گیرنده‌اش نشسته است و به ما گوش می‌دهد. ما در برابر میکروفون چهره یک شنونده فرضی را در ذهن داریم، و شنونده ما چهره گوینده‌ای را که ما باشیم، در صدای ما می‌بیند.به عبارت دیگر، درست است که ما در برابر میکروفون نوشته‌ای را می‌خوانیم، اما فرض بر این است که موضوع "خواندن" مطرح نیست. کار ما "گفتن" است و به همین علت به ما "گوینده رادیو" می گویند، نه "خواننده رادیو".

اگر من شنونده شما باشم، انتظار ندارم که شما با زبان "ادبی" یا "کتابی" برای من حرف بزنید. من از شما انتظار دارم که اخبار یا اطلاعاتی را که می‌خواهید به من بدهید، به زبان روزمره باشد، همان زبانی که خودتان از صبح که از خواب بر می‌خیزید، تا شب که می‌خوابید، در محیط زندگی و کار با آن برای دیگران حرف می‌زنید و از دیگران حرف می‌شنوید. درست است که مثلاً یک گزارش علمی با یک خبر معمولی فرق می‌کند و در آن کلمه‌هایی به کارمی‌رود که در گفت وگوهای عادی روزمره جایی ندارد، ولی همان گزارش علمی هم شنونده خاص خود را دارد و آن شنونده خاص که با آن کلمه‌ها آشناست، باز شنونده شماست که برای او حرف می‌زنید، و انتظار ندارد که شما با زبان به اصطلاح کتابی برای او نوشته بخوانید. بنابراین هر موضوعی که رادیو به شنوندگان عرضه می‌کند، زبان رادیویی خود را دارد، در صورتی که همان موضوع را، اگر قرار باشد که برای خوانده شدن در روزنامه، مجله یا کتاب بنویسیم، هرکس در نوشتن آن سبک خاص خود را به کار خواهد گرفت.

من وقتی که برای "خوانده شدن" می‌نویسم، می‌توانم "تفنن" کنم، به این معنی که در نوشتن "فن" خود را داشته باشم، در انتخاب کلمه‌ها و ترکیب‌ها آزاد باشم و حتـی کلمه‌ها و ترکیب‌هایی نو بسازم که برای هر خواننـــده‌ای تازگی داشــته باشد و برخی از خـوانندگان ناچار باشند که برای فهمیدن آن‌ها درنگ کنند و فکر کنند تا مفهوم آن‌ها را دریابند، یا درموردهایی ناچار باشند که به لغتنامه‌ای مراجعه کنند، اما اگر نوشته من برای شنونده رادیو باشد، من آزادی "تفنن" ندارم و نمی‌توانم در نوشتن موضوع "خلاقیت ادبی" را در نظر داشته باشم.

به عنوان مثال، بندی از یک مقاله را که برای "خوانده شدن" نوشته شده است، از یک مجله نقل می‌کنم: "واکنش مغز و ذهن و خیال هنرمند نسبت به عوامل گوناگون اجتماعی، تاریخی، جغرافیایی و میراث‌های فرهنگی به شکل تجربه‌ای شخصی-همگانی به خلاقیت منجر می‌گردد و تورینه‌یی (لابد به معنی شبکه، متشکل از تور + پسوند ینه) تازه از رابطه‌های میان من – ما – هستی و انسان پدید می‌آورد. رابطه‌یی که در پایانه‌ی سده‌ی بیستم دچار اندوه و افسردگی و نگرانی است اما به پایان راه و بن‌بستی هولناک نرسیده است. مهاجرت یک مرحله‌ی گذرا، آغازین و یک ناهمگون‌بندی (juxtaposition) است که ممکن است با بحران هویت (identity crisis) همراه شود، اما بازیابی، خودیابی و هویت را به دنبال دارد."

این نوشته نقدی است ادبی برای خواندن و از این بابت هیچ ایرادی بر آن وارد نیست وسبک نویسنده آن را هم تا اندازه‌ای نشان می‌دهد، ولی اگر همین نویسنده قرار می‌بود که آن را به منزله یک نقد ادبی برای رادیو بنویسد، مسلماً نوشته او از طرف "ویراستار" (editor) پذیرفته نمی‌شد، چون حتی شنونده خاص هم نمی‌توانست با یکبار خوانده شدن آن در رادیو، مفهوم آن را به تمامی بگیرد. حال این سؤال پیش می‌آید که آیا زبان رادیویی عیناً همان زبانی است که ما در گفت و گوی روزمره به کار می‌بریم و به آن زبان محاوره‌ای و گفتاری هم می‌گویند، یا با آن تفاوت‌هایی دارد؟ جواب این است که زبان رادیویی همان زبان گفتاری است، اما با آن تفاوت‌هایی دارد. این تفاوت‌ها را با شرح خصوصیات زبان رادیویی می توانیم دریابیم.

می دانیم که تقریباً نیمی از خبرها، گزارش‌ها و تفسیرهایی که در بخش فارسی از رادیو پخش می‌شود، از روی نوشته خوانده می‌شود و بخشی از این نوشته‌ها از زبان انگلیسی ترجمه می‌شود. به مصاحبه‌ها کاری نداریم، چون به هرحال اگر در موردهایی مصاحبه‌کننده ســؤال‌هـای خـود را از پیـش بنویسـد و با نگـاه به نوشــته خـود، آن‌هـا را برای مصاحبه‌شونده بازگو کند، بازهم بخش اصلی مصاحبه به زبان گفتاری، به صورت ترکیبی از زبان گفتاری خودمانی و زبان گفتاری رسمی، انجام می‌گیرد. بحث ما درباره "نوشتن برای خوانده شدن در رادیو" است. بنابراین ضرورت اساسی دارد که در نوشتن برای رادیو با خصوصیات جمله رادیویی آشنا باشیم.

جمله رادیویی حتی‌الامکان باید کوتاه باشد.

از بابت کوتاهی جمله فارسی نباید جمله‌های انگلیسی را درنظر آورد، چون درازی جمله‌های انگلیسی، با توجه به جای فعل‌های اصلی و فرعی و ترتیب عبارت‌ها در جمله‌های مرکب انگلیسی، از رسایی و روشنی آن‌ها نمی‌کاهد، حـال آنکه طبیعت زبان فارسی بر کـوتاهی جمله استوار است، مخصوصاً از این حیث که فعل در زبان فارسی معمولاً در آخر جمله می‌آید. یکی از بهترین نمونه‌های جمله‌نویسی در نثر فارسی "تاریخ بیهقی" است. البته نثر این کتاب "نوشتاری" است، ولی نویسنده کوشیده است که با استادی کم‌نظیری آن را به زبان گفتاری نزدیک کند. در "لغتنامه دهخدا" نثر بیهقی چنین تعریف شده است:

"هنر بیهقی اوج بلاغت طبیعی فارسی و بهترین نمونه هنر انشائی پیشینیان است که زیبایی را در سادگی می‌جسته (اند) و از تماس با طبیعت، زبانی مانند طبیعت گرم و زنده و ساده داشته‌اند." آوردن نمونه‌ای از نثر بیهقی در اینجا شاید سودمند باشد، مخصوصاً برای توجه به کوتاهی جمله‌ها که بیشتر آن‌ها با "واو عطف" به هم پیوسته است، و این نوع پیوستگی در جمله‌ها را نباید درازی تصور کرد. در جاهایی که جمله‌های کامل از هم جدا می‌شود، علامت ستاره می‌گذارم تا آن‌ها را مشخص‌تر کنم:

"نشاید خدمتکار سلطان را نقد ذخیره نهادن * که این شرکت جستن بود در ملک * چه خزانه را به نقد آراستن و ذخیره نهادن از اوصاف و عادات ملوک است، و نه ضیاع و عقار ساختن * که آن کار رعایا بود * و خدمتکار سلطان درجه و رتبت دارد میان رعیت و میان سلطان * از رعیت برتر بود و از سلطان فروتر * به سلطان مانندگی نباید کرد در نقد ذخیره نهادن * و به رعیت مانندگی نباید جست در ضیاع و مستغلات ساختن * در خدمت سلطان به مرسومی قناعت باید کرد * و از آن خرجی بر رفق می‌کرد در جاه و نـفاذ امـر * و خـرجی مـتوسـط از خدـمت سـلطـان بـیش طــمع نـباید داشت * وبدین جاه کسب دنیا نباید کرد تا بماند * که اگر جاه را سبب کسب سازد، هم جاه زایل شود هم مال * و روا بود که جان را آفت رسد * و هر کجا که دارالملک بود، باید که آن کس را سرای معمور بود تا بر سر رعیت نزول نباید کرد . . ."

در این مثال می‌بینیم که جمله‌ها کوتاه است، و جمله‌های فرعی و توضیحی بعد از جمله اصلی آمده است، که این یکی از خصوصیات گفتار طبیعی فارسی است. در گفتار طبیعی زبان انگلیسی، جمله‌های فرعی و عبارت‌های توضیحی به دنبال جمله اصلی می‌آید و با اینکه جمله دراز به نظر می‌رسد، شنونده جمله اصلی و جمله‌های فرعی را جدا ازهم و در پی هم می‌شنود و معنی را دنبال می‌کند. برای نمونه به این جمله از یک خبر توجه می‌کنیم:

"محکومیت ونگ دان درست چهار هفته قبل از آنکه بیل کلینتون و جیانگ زمین، رئیس جمهوری چین قرار است در جلسه سران منطقه آسیا-اقیانوسیه در مانیل پایتخت فیلیپین ملاقات کنند و در زمانی که قرار است وارن کریستوفر، وزیر خارجه امریکا برای دومین بار در ظرف چهار سال گذشته از چین دیدن کند، باعث مشکلاتی برای امریکا می شود."

این جمله بیش از اندازه دراز است، چون "محکومیت ونگ دان" که در ابتدای این جمله دراز می‌آید، در واقع فاعل جمله "باعث مشکلاتی برای امریکا می‌شود» است که در اخر این جمله آورده شده است. می‌شود این جمله را به این صورت شکست و به جمله‌های کوتاه رادیویی تبدیل کرد: "محکومیت ونگ دان مخصوصاً باعث ناراحتی امریکا می شود * چون درست چهار هفته قبل از ملاقات بیل کلینتون با جیانگ زمین، رئیس جمهوری چین، اعلام شده است. * این ملاقات قرار است در کنفرانس سران کشورهای خاور آسیا و منطقه اقیانوس آرام، در مانیل، پایتخت فیلیپین، انجام بگیرد. * از طرف دیگر مصادف با زمانی است که وارن کریستوفر، وزیر خارجه امریکا، خود را برای دیداری از چین آماده می کند، * که از زمان روی کار آمدن بیل کلینتون در چهار سال پیش، دومین دیدار او از این کشور خواهد بود."

و حالا به یک مثال دیگر از جمله دراز غیر رادیویی نگاه می کنیم: "این تیراندازی اندکی پیش از آغاز رأی‌گیری امروز در انتخابات عمومی یمن – که پس از جنگ داخلی شمال و جنوب یمن در سال ۱۹۹۴ اولین رأی‌گیری عمومی تلقی می‌شود – اتفاق افتاد."

می‌بینیم که بین فاعل جمله اصلی، یعنی "این تیر اندازی"، و فعل آن، یعنی"اتفاق افتاد"، که در آخر جمله آمده است، فاصله زیادی افتاده است، و چون پیش از این فعل جمله اصلی، فعل "تلقـی می‌شـود" می‌آید، در کنـار هم بودن این دوفعل گـرفتن مفهـوم جمله را برای شنونده رادیو دشوارتر می‌کند. چنین جمله‌ای را به صورت‌های گوناگون می‌توانیم بشکنیم و مثلاً بگوییم: "این تیراندازی کمی پیش از شروع رأی‌گیری در انتخابات عمومی امروز اتفاق افتاد. * از زمان جنگ داخلی بین بخش شمالی و جنوبی یمن در سال ۱۹۹۴، این اولین انتخابات عمومی‌ای است که در این کشور صورت می‌گیرد."





شناسایی ۴۵ جانباخته دیگر ایرانی در منا

ایرانی بودن ۴۵ جان باخته فاجعه منا طبق اعلام مرکز پزشکی قانونی عربستان قطعی شد.

وزیر بهداشت: احتمال بازداشت حجاج ایرانی

وزیر بهداشت گفت: “بخشی از مفقودین ممکن است جزو دستگیر شدگان و در بازداشتگاه‌ ها و…

بابک زنجانی کیست و علت جنجالش ؟!

نام بابک زنجانی اواخر سال ۱۳۹۱ وقتی برای نخستین بار سر زبان‌ها افتاد که محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور وقت…

حضور احمدی نژاد در مراسم ختم نوروزی + عکس

رییس جمهور سابق کشور ایران که با محافظین اش در مراسم ختم هادی نوروزی شرکت کرده و …

آخرین وضعیت دو خبرنگار مفقودی صدا و سیما

رئیس ستاد حج و زیارت سازمان صدا و سیما دیروز اعلام کرده است که هنوز اطلاعی از وضعیت…

جشن مردم مشهد پس از پیروزی تیم والیبال

مردم مشهد پس از پیروزی تیم ملی والیبال در مقابل آمریکا به خیابان ها آمدند و این پیروزی را جشن گرفتند.

الهام چرخنده: ضرب و شتم من شایعه است

در پی انتشار اخبار و شایعات گسترده مبنی بر سوءقصد به الهام چرخنده و مضروب‌ شدن…

جزئیات سوء قصد به الهام چرخنده در مشهد

یکی از نزدیکان الهام چرخنده در مشهد که از سوءقصد به این بازیگر ارزشی اطلاع داشت در…

  • اشتراک در خبرنامه خبرآموز

    FBFPowered by ®Google Feedburner

  • حمایت می کنیم

    بنیاد کودک محک